ب ام و که به ساختن ماشین‌های اسپرت دیفرانسیل عقب مشهور است، حالا سری ۲ گرند تورر را به محصولاتش اضافه کرده که نه تنها دیفرانسیل جلو است بلکه برای تبدیل شدن به یک مینی‌ون فقط یک در کشویی کم دارد. بنز هم که سازنده ماشین‌های لوکس و اشرافی است، ماشینی ساخته که با فولکس‌واگن گلف رقابت می‌کند و تا چند سال دیگر وانتی به بازار عرضه خواهد کرد که بر روی شاسی نیسان «فرانتیر» ساخته می‌شود. 
خودروسازان لوکس آلمانی برای افزایش فروش و بیشتر کردن حاشیه سودشان این روزها به بازارهایی وارد می‌شوند که تا چند سال پیش کسی تصورش را هم نمی‌کرد. آنها در هر کلاسی که بتوانند محصول خود را بفروشند، سرمایه‌گذاری می‌کنند و اگر لازم باشد هویت مارک خود را تا اندازه‌ای گسترش دهد که بتوان آن را در هر بخشی از بازار تعریف کرد. 
در پنج سال آینده، آئودی می‌خواهد هفت مدل جدید به بازار عرضه کند که دستکم دو تای آن شاسی بلند است. به این ترتیب تعداد مدلهای آئودی به شصت مدل میرسد. مرسدس بنز هم تا سال ۲۰۲۰ ده مدل در بخش‌های تازه از بازار عرضه خواهد خواهد کرد. 

این کارخانه‌ها گاهی مجبور شده‌اند برای عرضه یک مدل جدید دو کلاس مختلف خودرو را با یکدیگر  ادغام کنند و ماشینی بسازند که تا پیش از آن امکان وجودش متصور نبود. سدان‌ها و شاسی‌بلندهای کوپه نمونه خوبی از این خودروها است. مرسدس بنز شاسی‌بلند جی‌ال‌ائی کوپه خود را ۱۷ هزار دلار گران‌تر از شاسی‌بلند معمولی جی‌ال‌ائی میفروشد و سودی که ب ام و از سری ۶ گرندکوپه کسب می‌کند از سری ۵ بیشتر است. 
آئودی هم مدل ای۷ اسپرت‌بک را که یک چهار در با صندوق عقب شیب‌دار است براساس مدل ای۶ ساخته است، اما ان را به قیمتی نزدیک به سدان لوکس ای۸ میفروشد. 
این روش تنها به خودروسازان آلمانی محدود نمی‌شود. فیات هم با تغییراتی ۹ مدل مختلف از فیات ۵۰۰ را به بازار عرضه کرده است. فورد با معرفی سری «وینیاله»، محصولات خود را با امکانات لوکس و قیمت گران‌تر می‌فروشد. عجیب‌ترین تصمیم را شاید رنج‌روور با عرضه مدل روباز ایووک گرفته است که قرار است سال آینده به بازار عرضه شود. 

با این حال آلمان‌ها هنوز در به کارگیری این روش از همه جلوترند. یک دلیل آن قیمت بالای خودروهایی است که تولید می‌کنند. پورشه بیش از بیست مدل ۹۱۱ به بازار عرضه میکند که قیمتشان از ۸۵ هزار و ۲۹۵ دلار تا ۱۹۵ هزار و ۵۹۵ دلار است. این کارخانه در سال ۲۰۱۴ سی هزار و ۵۱۰ مدل ۹۱۱ فروخته است. با اینکه از هر نمونه این مدل کمتر از ۱۵۰۰ دستگاه فروخته شده باز این کارخانه سود زیادی کسب کرده است. 
مرسدس-بنز در سال ۲۰۰۴ و با ساخت مدل سی‌ال‌اس اولین کارخانه‌ای بود که این روش را به کار گرفت. عرضه یک سدان کوپه بر روی شاسی کلاس ائی برای کارخانه‌ای محافظه‌کار مثل مرسدس-بنز کار متهورانه‌ای بود. اما مرسدس در این قمار برنده شد و در اولین سال عرضه سی‌ال‌اس بیش از ۵۰ هزار دستگاه از آن فروخته شد. 
ب ام و به سرعت و با عرضه مدل اکس‌۶ به این حرکت واکنش نشان داد. ترکیبی از یک شاسی‌بلند، یک کوپه و یک خودروی اسپرت هم با استقبال بازار روبرو شد. 

اما همیشه این روش موفق نبود. کلاس آر مرسدس-بنز که ترکیبی از یک شاسی‌بلند و مینی‌ون بود فروش کمی داشت و در نهایت تولید متوقف شد. این تجربه تلخ باعث شد ب ام و از خیر مدلی مشابه بگذرد و در عوض سری پنج جی‌تی را به بازار عرضه کرد؛ یک سری‌۵ جادارتر که بر روی شاسی‌ سری هفت سوار شده بود و ارتفاعش کمی بیشتر بود. این تجربه هم آنطور که پیش‌بینی میشد موفق نبود. اگرچه هر دو مدل حالا در چین طرفدار پیدا کرده است. 
دلیل دیگری که خودروسازان به عرضه نمونه‌های مختلف از یک مدل رو آورده‌اند نگاه تازه مشتریان به خودرو است. نگاه به وسیله نقلیه حالا بیشتر شبیه به لباس است که بیشتر و بیشتر از مد روز تاثیر میگیرد. به این ترتیب فروش هر مدل جدید در یکی دوسال اول بالا است و بعد انگار از مد میافتد و فروش کم می‌شود. به همین دلیل خودروسازان با عرضه نمونه‌های مختلف سعی می‌کنند مدلهای خود را در بازه‌ای طولانی‌تر تازه نگهدارند. 
قوانین تازه برای کاهش آلودگی خودروها هم خودروسازان را مجبور کرده به ساخت خودروهای کوچک‌تر رو آورند. مرسدس-بنز پیش‌بینی می‌کند سهم ماشین‌های کوچکی که می‌فروشد تا سال ۲۰۲۵ از ۳۳ درصد سال گذشته به ۴۲ درصد برسد. به همین دلیل است که مدیران این کارخانه در نسل بعدی مدلهای کوچک که قرار است در سال ۲۰۱۸ عرضه شود، فضا را برای عرضه پنج مدل جدید مناسب میبینند.