لوییس همیلتون، مدافع عنوان قهرمانی مسابقات فرمول یک، در اسپانیا با سبقت از سباستین فتل و کسب پیروزی، برتری‌اش را به رخ تیم فراری کشید. اما دو هفته بعد در موناکو ورق برگشت و پیروزی بلامنازع فراری به همیلتون و تیم مرسدس نشان داد که برخلاف سه سال گذشته، راه رسیدن به قهرمانی هموار نخواهد بود.

دردسرهای همیلتون در طول هفته از هم‌تیمی‌اش والتری بوتاس بیشتر بود. او در زمان‌گیری سیزدهم شد و با کسب مقام هفتم در روز مسابقه تنها توانست بخش اندکی از آسیب را جبران کند.

مسابقه موناکو تصویر بهتری از چالشی که همیلتون و تیم مرسدس امسال با آن مواجه است نمایش داد. اینکه فراری نه تنها ماشین بی دردسری دارد که در همه پیست‌ها خوب است، بلکه همه تیم پشت سر فتل هستند و حاضرند برای پیروزی او هر کاری بکنند. تا آنجا که بسیاری معتقدند پیش افتادن فتل از هم تیمی‌اش، کیمی رایکونن، اتفاقی نبود.

لوییس همیلتون دستکم در این باره شک ندارد.

او بعد از مسابقه گفت «واضح است فراری راننده اول خود را انتخاب کرده است و میخواهد او حداکثر امتیاز را به دست آورد.» «خیلی سخت است بشود از راننده پیشتاز سبقت گرفت مگر اینکه تیم به نفع راننده دیگر تصمیم بگیرد.»

استراتژی جنجالی فراری

فراری بعد از مسابقه، عمدی بودن آن چه رخ داد را تکذیب کرد و گفت استراتژی مسابقه را به نفع فتل تعیین نکرده بود. اما بسیاری با دیدن مسابقه نظر دیگری داشتند.

شایعه‌ها در این مورد حتی پیش از شروع مسابقه هم شنیده می‌شد. بسیاری می‌گویند در قرارداد فتل آمده که او باید راننده اول تیم باشد و وقتی رایکونن در زمان‌گیری از او جلو افتاد، در صبح روز مسابقه این بحث بود که آیا فراری راهی پیدا می‌کند که رایکونن را از سر راه راننده آلمانی بردارد؟

رایکونن در زمان گیری از اشتباه فتل استفاده کرد و توانست بعد از ۹ سال خط اول را بگیرد. همین شرایط را برای فراری سخت کرد. در حالت عادی، قاعدتا در موناکو هر راننده‌ای که خط اول را گرفته باشد، شانس زیادی برای پیروزی دارد. قاعده دیگر فرمول یک این است که معمولا در هر تیم راننده‌ای که پیشتاز است، در تعیین استراتژی برای تعویض لاستیک و پیروزی اولویت دارد.
اما تیم‌ها در تعیین استراتژی اجباری ندارند و اجازه دارند و اولویت دادن به یک راننده در تیم غیرقانونی نیست. فراری هم از جمله تیم‌هایی است که از این مجوز همیشه استفاده کرده است.

اگر رایکونن مسابقه را می‌برد، بعد از چهار سال طعم پیروزی را می‌چشید. او آخرین بار در سال ۲۰۱۳ و در مسابقه استرالیا برنده شده بود. این پیروزی همچنین اولین برد او در حضور مجددش برای فراری بود. بار اولی که او به فراری آمد، فرناندو آلونسو راننده‌ محبوب تیم بود و حالا فتل راننده اول تیم است.

اما اگر رایکونن قهرمان می‌شد، فتل هفت امتیاز کمتر کسب می‌کرد و در فصلی که رقابت در آن به شدت نزدیک پیش‌بینی میشود، از دست دادن هفت امتیاز در برابر لوییس همیلتون هزینه زیادی برای فتل داشت. مخصوصا اینکه مرسدس یک بار در بحرین از بوتاس خواسته بود به همیلتون راه بدهد و در اسپانیا هم از بوتاس برای کمک همیلتون استفاده کرده بود.

با این پیشینه بود که همه در روز مسابقه به دنبال نشانه‌ای از حمایت تیم از فتل میگشتند. البته پیدا کردن نشانه چندان هم سخت نبود.

تیم میگوید تعویض لاستیک رایکونن در دور ۳۴ از قبل برنامه‌ریزی شده بود. اما راننده فنلاندی بعد از برگشتن به پیست به ترافیک خورد. همزمان فتل که پیشتاز شده بود و مسیر خلوتی پیش رو داشت، قبل از اینکه لاستیکش را عوض کند، پنج دور زد و آنقدر فاصله گرفت که دیگر کسی نمی‌توانست به او برسد.

فراری البته می‌گوید برای جلو انداختن فتل هیچ برنامه‌ای نداشت. اما چرا فراری وقتی میدانست رایکونن به ترافیک خواهد خورد، از او خواست برای تعویض لاستیک به گاراژ بیاید؟ آن هم در حالی که او هنوز مجبور نبود لاستیک عوض کند. فراری در پاسخ میگوید از ابتدا قرار همین بود و در موناکو همیشه همه بعد از رفتن به گاراژ در پیست به ترافیک میخورند.

اشکال این توضیح این است که تیم‌های فرمول یک اگر بدانند راننده پیشتازشان موقع برگشتن به پیست به دردسر می‌افتد، هیچوقت او را به گاراژ نمیبرند. این تصمیم برای رایکونن به قیمت پیروزی‌اش تمام شد.

توضیح دیگری که فتل درباره تصمیم تیم داده این است که والتری بوتاس لاستیک عوض کرده بود و رایکونن باید به این تصمیم مرسدس واکنش نشان می‌داد. این توجیه هم جای شک دارد. بوتاس در آن موقع تهدیدی برای رایکونن نبود و بیشتر از حمله به راننده فراری به فکر دفاع در برابر مکس فرستاپن از ردبول بود.

فراری میگوید چون ردبول دانیل ریکیاردو را در پیست نگه داشته بود، آنها هم فتل را پیست نگه داشتند و فراری نمیخواست فتل را زودتر از ریکیاردو به گاراژ ببرد. چون در این صورت ریکیاردو با همان روشی که فتل از رایکونن جلو زد، در مسابقه پیش می‌افتاد.
مشکل این توجیه هم این است که ریکیاردو اصلا با فراری‌ها مسابقه نمی‌داد و اولویتش، سبقت گرفتن از بوتاس و هم‌تیمی‌اش، مکس فرستاپن بود.

با همه اینها نمیشود به طور قطع ثابت کرد که فراری به عمد رایکونن را به دردسر انداخت تا راننده دیگرش را در موناکو برنده کند.
همه دلایلی که فراری ارائه می‌کند روی کاغذ درست است. بوتاس و دو راننده ردبول فاصله زیادی با ماشین‌های تیم نداشتند و نمیشد تهدید را، هر چقدر هم که کم باشد، جدی نگرفت. آنها همچنین اصرار دارند که در تیمشان به راننده‌ها اجازه می‌دهند تا زمانی که کار احمقانه‌ای انجام ندهند و محاسبات برای قهرمانی اجازه دهد، با هم رقابت کنند.

مهترین سوال این است که رایکونن درباره توضیح تیم چه نظری دارد. اگر او حرف تیمش را باور نکند، بعید است آن را بروز دهد. با اینکه او بعد از مسابقه به وضوح ناراحت بود، اما در واکنش به آنچه رخ داد از مطرح کرد فتل به عنوان راننده اول خودداری کرد. و سوال مهم دیگر اینکه اگر او حرف تیمش را باور نکند، تا پایان فصل چه چیزی به او انگیزه خواهد داد؟

او بعد از مسابقه گفت «ما یک تیم هستیم و اگر شما حرف تیم را باور نکنید کار یک جایی پیچیده می‌شود.»«از نگاه تیم نتیجه ایده‌آل کسب مقام اول و دوم بود. این اتفاق افتاد. وضعیت من میتوانست بهتر باشد اما مسابقه تازه تمام شده» «ما در این باره حرف می‌زنیم و گمان میکنم برای آن چه اتفاق افتاد، دلیلی وجود داشت. من به عنوان راننده هر کاری بخواهم میتوانم بکنم اما در یک تیم نمی‌شود اینطوری کار کرد.»

نشانه‌های نگرانی مرسدس

لوییس همیلتون بعد از مسابقه گفت از اینکه توانسته شش امتیاز کسب کند کم وبیش خوشحال است. «دیروز اصلا حال خوبی نداشتم و همین که چند امتیاز گرفتم از هیچی بهتر است.»

با شرایطی که او داشت، این شش امتیاز چندان هم بد نیست.

شکی نیست که ماشین او را در موناکو اذیت می‌کرد. هر دو راننده از این موضوع شکایت داشتند. اما یکی با اختلاف ۴۵ صدم ثانیه سوم شد و همیلتون حتی نتوانست به مرحله آخر زمان‌گیری برسد. با اینکه او در تمام هفته از بوتاس عقب بود، اگر دور اول زمان‌گیری را بدون اشتباه میزد، میتوانست مسابقه را به جای خط سیزدهم از خط چهارم یا سوم شروع کند.

مشکل کنونی مرسدس تایرها است. این تیم تا الان در هر مسابقه با تایرها مشکل داشته است. آنها یا خیلی سرد است یا خیلی گرم و توتو وولف مدیر تیم می‌گوید هیچ وقت نشده که تایرها آنطور که تیم میخواهد باشد. این نقطه ضعف مرسدس، نقطه قوت فراری است که توانسته است راهی برای مدیریت بهتر لاستیک‌ها پیدا کند.

برای همین است که توتو وولف می‌گوید «واقعیت تازه این است که ما دیگر یکه‌تاز نیستیم.»

سوچی و موناکو هر دو پیست‌هایی با پیچ‌های آرام و چسبندگی کم و ساییدگی کم برای لاستیک هستند. مرسدس در هر دو پیست به دردسر افتاده است. اگر این دردسرها با نوع پیست مربوط باشد، دردسرهای مرسدس همچنان ادامه پیدا خواهد کرد. چون پیست‌های کانادا، آذربایجان و اتریش هم شخصیتی مشابه دارد.

اگر همیلتون و مرسدس امتیازهای سه مسابقه بعدی را به این دلیل از دست بدهد، فتل می‌تواند تا نیمه فصل فاصله‌اش را در صدر جدول بیشتر کند.

این مقاله ترجمه تحلیل اندرو بنسون، نویسنده ارشد فرمول یک بی‌بی‌سی از مسابقه موناکو است