هنگامی که در سال ۲۰۰۹ کریس بنگل، پست مدیریت طراحی ب ام و را ترک کرد تا طراحی مستقل در خارج از صنعت خودرو باشد، بسیاری تعجب کردند. او اکنون در استودیو شخصی خود در لانگه در شمال ایتالیا به طراحی محصولات الکترونیکی مشغول است، اما همچنان نظرات صریحی درباره طراحی در صنعت خودرو دارد و معتقد است طراحی خودرو در دنیایی که به سرعت در حال تغییر است، در حالت سکون باقی‌مانده است. هفته گذشته کریس بیل از مجله اخبار خودروسازی اروپا با او مصاحبه‌ای کرده که در زیر می‌خوانید.
آیا امروز در طراحی خودرو نکته جالبی میبینید؟
نه. ما اکنون در مرحله‌ای هستیم که من آن را به دوران «تکلف‌گرایی» در هنر شبیه میبینم. همه در حال استفاده از روش‌ها و عناصری هستند که قبلاً استفاده می‌کردند. این روند لازم است تغییر کند اما این تغییر دیده نمی‌شود. حتی خودروهای کانسپت هم امروز به مدل‌های واقعی که قرار است تولید شود شبیه است. آیا این نوآوری است؟ نه. این جلوگیری از رفتن طراحی خودرو به دوران جدید است.
آیا بعد از ترک ب ام و کارخانه‌های خودروسازی برای استخدام شما پیشنهاد دادند؟ 
بله. به عنوان مدیر چند پیشنهاد داشتم و همه را رد کردم. طراحی خودرو همه وقت آدم را می‌گیرد و روح شما را اسیر خود می‌کند. این کاری نیست که بشود آن را نیمه وقت انجام داد. باید همه روح و جان خود صرف آن کنید وگرنه کار درست انجام نمی‌شود. ب ام و عالی بود. من هر دقیقه آن را دوست داشتم. اما شما باید بدانید که کی وقت رفتن است. فکر می‌کنم من معنی رها کردن را فهمیدم. چیزی که امیدوارم بسیاری از مدیران طراحی دیگر هم آن را درک کنند. حالا وقتی از من می‌پرسند نمی‌خواهم دوباره به صنعت خودرو برگردم جواب می‌دهم به قدیمی‌ها بگویید بروند و اجازه دهند نسل جدید جایشان را بگیرد. 
آیا هنوز ارتباطی با طراحی خودرو دارید؟
ما ارتباط خیلی کمی با خودروسازی داریم اما اینطور نیست که من در به در دنبال چنین کاری بگردم. یکی از اولین کارهایی که در استودیو من انجام شد کاری کاملاً متفاوت بود. وظیفه طراحی شیشه کنیاک هنسی به ما سپرده شد که به نظر من بسیار شبیه به طراحی مینی در ب ام و بود. نکته این بود که باید با یک محصول شناخته شده با احترام برخورد می‌شد. ما در عین اینکه نمی‌خواستیم گذشته آن را بی‌ارزش جلوه دهیم، باید محصولی مناسب برای آینده طراحی می‌کردیم. 
آیا شیوه طراحی منظم والتر داسیلوا در فولکس‌واگن را می‌پسندید؟
ساده بودن خوب است. البته تا زمانی که خوابتان نبرده است. آخرین باری که یک کتاب را به خاطر ساده بودن داستان خواندید کی بود؟ همه ما می‌خواهیم چیزهایی با‌شخصیت در زندگی داشته باشیم. ما می‌خواهیم داستان‌ها گیرا باشد. به نظر من در دنیا برای همه جور خودرو چه ساده و چه پیچیده جا هست، اما من هیچ‌وقت از طراحی بیمزه خوشم نمی‌آید. البته طرح‌های والتر بسیار منظم است. 
ظاهراً شما محصولات سامسونگ را طراحی می‌کنید. بعد از تجربه طراحی خودرو، آیا طراحی تبلت و تلفن کاری ساده نیست؟
من نمی‌توانم درباره پروژه‌های کنونی استودیو با شما صحبت کنم. اما کاری که ما می‌کنیم بسیار سخت است. طراحی خودرو شبیه به جنگ‌های دوران ناپلئون است. همه می‌دانند که رقیبشان کیست. اما در کالاهای الکترونیکی مصرفی دوست و دشمن باهم ترکیب شده است. یک کارخانه مواد اولیه کارخانه دیگر را تأمین می‌کند که و در نهایت محصولی ساخته می‌شود که رقیب اصلی محصول کارخانه اول است. به علاوه توسعه محصولات آنقدر سریع است که هیچ حسی از نسل‌های مختلف در محصولات وجود ندارد. آنجا با صنعت خودرو کاملاً متفاوت است. 
به نظر می‌رسد جوانان بیشتر از ماشین به محصولات الکترونیکی علاقه‌مند باشند. آیا این به خاطر زمانه است یا اشکال را باید در خودروسازان دید؟
هر دو. اتومبیل در دوره‌ای از تاریخ یک محصول ملت ساز بود. مثلاً [فورد] مدل تی و فیات ۵۰۰ یک ملت را ماشین‌ سوار کرد. اما محصولی که امروز ملت ساز باشد چیست؟ شاید رسانه‌های اجتماعی این خصوصیت را داشته باشد؟ اما کاهش علاقه جوانان به خودرو به خاطر ضعف صنعت خودروسازی هم هست و عدم درک این نکته که زمان تغییر فرارسیده است. تغییرات اندکی آغاز شده است. مثلاً شراکت ماشین به عنوان یک ایده تجاری در حال شکل گرفتن است یا طراحی ماشین‌هایی که کمتر به قدرتشان و بیشتر به فضای داخل آن‌ها توجه می‌شود. اما نمی‌توان گفت که تغییر مهمی در راه است. اشکال صنعت خودرو این است که نمی‌تواند بدون تعصب به خود نگاه کند، سوال‌های مهم از خود بپرسد یا آنقدر شجاع باشد که بتواند خود را بعد از تغییر تصور کند.